.
 پدر مهربانم _ آقایم_ سرورم _ نور چشمانم
 
امام رضای خوبم
 

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم

قبولم کن من آداب زیارت را نمی‌دانم

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبه‌روی تو بلاتکلیف می‌ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

به دریا می‌زنم، دریا ضریح توست غرقم کن

در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

 

من از وقتی  که با شما آشنا شدم همیشه میگفتم پدر

و همیشه این حس را داشتم آقا

بگذار آقا با شما راحت سخن بگویم لیاقت ندارم که چنین گویم

ولی شما مرا عفوکن و بگذار مثل همیشه با شما سخن گویم

 

پدر عزیزم

 

از روزی که محبتت در وجودم طنین انداز شد،شتاب تپیدن قلبم رو به فزونی یافت

امروز ثانیه ها نام تو را فریاد می زنند و من در اوج عشق

خود را در پستوی زمان تنها حس نمی‌کنم . . .

 

مولایم

 

ای زیبا ترین ترانه ی هستی ، بدان که شب میلادت

برایم ارمغان خوبی ها و زیبایی هاست

پس ای سر کرده ی خوبی ها میلادت مبارک . . .

 امام رضای خوبم

دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود

سرشار از عشق و محبت کردی  ، نازنیم ، زیباترینم

حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم

.........

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

آه که من چقدر خوشبختم!

که در کنار توام و در جوار تو

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . .

 

از اینکه روز میلادت عیدم را دادی تو رو سپاس می گویم...

 نمی دانم چطور

سپاس  گویم خوبیهایت را که همیشه برایم مثل پدری مهربان بودی

پدرم دوستت دارم